مادر میلیونری که به خاطر پول از پای پسرش گذشت!

خبرنگاران: شخصیت اصلی این ماجرا یک زن آمریکایی بسیار ثروتمند به نام هتی گرین است. او پول زیادی به ارث برد و توانست ثروت خود را به طرز چشمگیری افزایش دهد؛ و همه این ها در زمانی رخ داد که پول در دست مردان بود. جای تعجب نیست که معاصران هتی، او را زیاد دوست نداشتند و حقایقی را درباره او پخش می کردند که او را بد جلوه دهد.

مادر میلیونری که به خاطر پول از پای پسرش گذشت!

ما از تضاد بین فرصت هایی که او در اختیار داشته و سبک زندگیش واقعا شگفت زده شدیم. مثلا چرا وقتی پول دارید، از آن استفاده نمی کنید؟

  • هنریتا هتی هاولند رابینسون در یک خانواده ثروتمند متولد شد. او از شش سالگی یاد گرفت مراقب پول هایش باشد و آن را پس انداز کند. پدربزرگش با خواندن روزنامه های خود درباره امور اقتصادی و بحث درباره ارزش بازار سهام و گزارش های فروش، کنجکاوی نوه اش را رفع می کرد.
  • هتی در 13 سالگی حسابدار خانواده شد. دست خط او زیاد خوب نبود و غلط های املایی زیادی داشت، اما اعدادش کاملا صحیح بودند.
  • وقتی هتی 20 ساله شد، پدرش تعداد زیادی پیراهن گران قیمت و مُد روز برای او خرید تا دخترش بتواند توجه یک پسر ثروتمند را به خود جلب کند. اما هتی پیراهن ها را فروخت و پول آن را سرمایه گذاری کرد.
  • پول برای پول هدف زندگی هتی شد. هتی در 30 سالگی ثروت پدرش را به ارث برد و با وجود همه اعتراض ها، کل پول (7.5 میلیون دلار) را سرمایه گذاری کرد.
  • وقتی هتی فهمید که عمه اش در وصیت نامه خود نوشته که می خواهد دو میلیون دلار به خیریه بدهد، به دادگاه رفت و وصیت نامه قدیمی تری را نشان داد. طبق این سند، همه پول آن مرحوم به هتی می رسید و وصیت نامه های دیگر باطل تلقی می شدند. این پرونده علنی شد و از بدشانس هتی، دادگاه فهمید که او وصیت نامه جعلی ارائه داده است.
  • هتی بعد از ملاقات با مردان زیادی که او را فقط به خاطر پولش می خواستند، تصمیم گرفت با مردی ازدواج کند که موقعیت اقتصادی اش از او هم بهتر باشد.
  • او در 33 سالگی با ادوارد هاولند رابینسون گرین، مولتی میلیونر ورمونتی آشنا شد. آن ها عاشق هم شدند، اما هتی در اوج دوران نامزدی هم، درس هایی که از والدینش یاد گرفته بود را فراموش نکرد. در نتیجه آن ها پیش از ازدواج توافق کردند که ادوارد هیچ پولی از همسر آینده اش دریافت نکند. آن ها صاحب دو فرزند شدند: پسری به نام ند و دختری به نام سیلویا.
  • متاسفانه ادوارد در سال 1885 ورشکسته شد، هنریتا شوهرش را ترک کرد و هیچ یک از بدهی های او را پرداخت نکرد. اما 15 سال بعد که حال آقای گرین بد شد، هتی تا روز مرگش از او مراقبت کرد.
  • هتی بعد از مرگ شوهرش لباس عزای مشکی پوشید، به همین دلیل به او لقب جادوگر وال استریت دادند. یکی از دلایلش این بود که در دورانی که زنان فقط خانه داری و بچه داری می کردند، خانم گرین تجارت موفقی پا به پای مردان داشت.
  • او بار ها در مصاحبه هایش گفت: پدرم معتقد بود پولی که به ارث می بریم باید بی کم وکاست به نسل بعد برسد. او فکر می کرد کسی که آن را به ارث برده حق استفاده از درآمدش را دارد اما نباید اصل پول را خرج کند. من هم همینطور فکر می کنم.
  • همان طور که قبلا گفتیم، هتی در خانواده ای بزرگ شد که به او یاد دادند مقتصد و بی تکلف باشد. و خانم گرین این اصل را تا حد ممکن عملی کرد. خساست شدید او نقل محافل شد. روزنامه ها تصاویرش را منتشر می کردند، مردم درباره اش جوک می ساختند و حتی نویسنده اُ. هنری او را شخصیت داستان افسون شده خود کرد.
  • طبق بعضی شایعات، هتی گرین همواره همان لباس ها را می پوشیده و حتی لباس زیر جدید هم نمی خریده است. همچنین مطمئن می شد که لباسشوها بیش از حد از صابون استفاده نمی نمایند. او در خانه اش از آب گرم استفاده نمی کرد چون خیلی گران بود.
  • حرص و طمع ثروتمندترین زن آمریکایی گریبانگیر فرزندانش هم می شد. وقتی پای پسرش ند شکست، هتی او را به بیمارستان رایگان فقرا برد. پزشکان آنجا تا جایی که می توانستند به پسرش یاری کردند، اما پای او هنوز مشکل داشت و روز به روز بدتر می شد. تا اینکه بعد از چند سال مجبور شدند آن را قطع نمایند.
  • هتی اغلب به فروشگاه محلی می رفت تا کوکی های خردشده را بخرد که ارزان تر از کوکی های سالم بودند و همچنین استخوان رایگان برای سگش بگیرد.
  • تصور می شد که خانم گرین دائما از یک خانه به خانه دیگر می رود تا جای ارزان اجاره کند. او برای گمراه کردن مطبوعات از نام های مختلف استفاده می کرد.
  • مردم شهر می گفتند که او زیاد جابجا می گردد تا از مطبوعات و پرداخت اقتصادیات پنهان گردد. اما پسرش در یک مصاحبه با نیویورک تایمز گفت که این ها حقیقت ندارند و مادرش هرگز کار غیرقانونی نمی نموده و فقط از گدا ها خودش را مخفی می نموده است. او هرگز خانه خود را عوض ننموده و فقط دفتر کارش را تغییر می داده است.
  • ند گرین بعد از مرگ هنریتا به خبرنگاران گفت: وقتی مردم می فهمند کسی پول دارد، نمی توانید تصور کنید چه درخواست هایی می نمایند: آن ها وام می خواهند، نامه های احمقانه می فرستند و ... مادرم در سال های آخر دفترش را عوض می کرد تا او را پیدا ننمایند.
  • اما شایعات متوقف نمی گردد. یکی از فروشگاه ها می گوید که یک بار دو سِنت از دست هتی افتاد. او نیمی از شب را روی زمین و زیر جایگاه ها دنبال آن می گشت.
  • جای تعحب ندارد که چون او پول زیادی داشت، تا وقتی پیر شد هرگز نتوانست استراحت کند. او فکر می کرد که مردم همه جا می خواهند از او دزدی نمایند. هتی کلید گاوصندوق هایش را با زنجیر دور کمرش می بست و هنگام خواب هفت تیر را با طناب دور دستش می بست.
  • اگرچه داستان مشهوری درباره سال های آخر عمرش وجود دارد. خانم گرین چند سال قبل از مرگش فتق داشت و تصمیم گرفت نزد پزشک برود. دکتر پاسکال به او گفت باید درمان گردد. وقتی هنریتا شنید که جراحی او 150 دلار هزینه دارد، مطلب را ترک کرد.
  • هتی به عنوان یکی از خسیس ترین آمریکایی ها شناخته می شد، اما افراد کمی می دانستند که او کار های خیر هم انجام داده است. پسرش ادعا می نماید که هتی هرگز درباره یاری هایش حرفی نمی زده است. او اغلب مبالغ 500، 1000 و 10هزار دلاری اهدا می کرد. حتی به ده ها خانواده فقیر مقرری ماهانه پرداخت می نموده است.

  • همچنین ند تعریف می نماید که مادرش چطور از حسابدار قدیمی پدرش، بنجامین لاوتون مرافبت می نموده است. وقتی هتی وارد کار می گردد، لاوتون برای او کار می نماید. وقتی لاوتون پیر می گردد، کار برایش سخت می گردد اما همچنان هر روز به دفتر می آید و پشت میزش می نشیند. اما بیشتر اوقات فقط چرت می زند. ند تصمیم می گیرد لاوتون را اخراج کند، اما هتی اجازه نمی دهد. او می گوید اگر لاوتون شغلش را از دست بدهد، می میرد؛ بنابراین تا زمان مرگ او را نگه می دارد و به او حقوق می دهد.

  • کتاب رکورد های گینس، رکورد خسیس ترین فرد دنیا را دارد که می گوید هنریتا گرین در حالی که با خدمتکارش سر مزایای شیر کم چرب ارزان بحث می نموده، در اثر سکته مغزی درگذشته است. اما پسرش می گوید مادرش چندین بار سکته مغزی نموده که در نهایت منجر به مرگ او شده است.

منبع: brightside

منبع: برترین ها
انتشار: بروزرسانی: 16 مهر 1398 شناسه مطلب: 7

به "مادر میلیونری که به خاطر پول از پای پسرش گذشت!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مادر میلیونری که به خاطر پول از پای پسرش گذشت!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید